به گزارش شهرآرانیوز؛ بعضی از خاطرات آنقدر در ذهن انسان پررنگ نقش بستهاند که به راحتی پاک نمیشوند. گاهی این یادها چنان سفتوسخت به گوشهگوشه ذهن چسبیدهاند که سالها پس از اینکه از دیدهها رفتند، همچنان مجسم و قابلتصور باقی میمانند و میتوان بارها از جزئیاتشان گفت و شنید.
مجسمههای دریاچه کوهسنگی از همین نوع خاطراتاند که تصویرشان نزد بزرگترهای ما که آنها را از نزدیک دیدهاند یا عکسی به یادگار با آنها گرفتهاند همچنان قرص و محکم و پابرجاست. مشهور است که این مجسمهها را شهرداری میلان به مشهدیها اهدا کرده است؛ ادعایی که سندی برایش وجود ندارد، اما در مرکز اسناد آستانقدس مدارکی وجود دارد که این گزاره را نفی میکند و ما را به روایت واقعیتری میرساند.
این مجسمهها نزدیک ۴۶سال است که دیگر سرجایشان نیستند و کسی از سرنوشتشان چیز زیادی نمیداند، اما همچنان یادشان میان مردم مشهد زنده است. امروز بهسراغ روایتی از این مجسمهها براساس اسناد و مدارک رفتهایم که در تصاویر قدیمی جلوی عمارت کوهسنگی جا خوش کردهاند، اگرچه در واقعیت جای خالی بیشترشان سالهاست درد میکند.
بگذارید در شروع این ماجرا بهسراغ قراردادی برویم که اکنون دیگر حدود ۸۷سال قدمت دارد و خودش بخشی از تاریخ این شهر شده است. این قرارداد همزمان است با زمانی که استخر و عمارت کوهسنگی برپا میشود. این نکته ما را متوجه این موضوع میکند که برحسب ظاهر مسئولان امر از همان ابتدا قصد داشتهاند این سازههای نوساز شهر را به زینت تندیسها بیارایند.
این قرارداد میان اداره کارپردازی آستانقدس و با اجازه از پاکروان، نایبالتولیهوقت، و غلامرضا رحیمزادهارژنگ برای ساخت چندمجسمه بسته میشود. برای آشنایی بیشتر با ارژنگ که طرف دیگر این قرارداد است نیز باید گفت او متولد شوروی و در ایران زیسته بود. او نقاش، مجسمهساز و پیکرتراشی بود که در دانشگاه کیف در رشته نقاشی و مجسمهسازی درس خواند و بعد به ایران آمد.
از آثار برجسته ارژنگ میتوان به تندیس نبرد گرشاسب با اژدها در سال۱۳۱۵ و مجسمههای شیر ورودی ساختمان صندوق پسانداز بانک ملی، نقش برجسته انوشیروان دادگر در کاخ دادگستری، مجسمه فردوسی در میدان فردوسی مشهد (کار مشترک بود با اسماعیل، فرزندش، و حسن ارژنگنژاد، پسرخالهاش) و نقشبرجسته بهرامگور و خسروپرویز در کاخ سعدآباد (کار مشترک با حسن ارژنگنژاد) اشاره کرد. حسن ارژنگ که لقب پدر مجسمهسازی ایران، کنار نامش نشسته است، سالها شاگرد غلامرضارحیمزاده در کارگاهی پشت مدرسه سپهسالار در کوچه اعتبار بوده است وهم او هم ارژنگ جوان را برای بیشتر آموختن، راهی لبنان و سپس اروپا میکند تا به مجسمهساز قابلی که میشناسیم بدل شود.
خلاصه رحیمزاده با چنین سابقهای قدم به مشهد میگذارد و پای قرارداد مجسمههای کوهسنگی مینشیند. این قرارداد در ۲۲تیرماه سال۱۳۱۶ خورشیدی بسته میشود و در آن ارژنگ تعهد میکند که مجسمههای زیر را در طول مدت دو ماه بسازد و نصب کند.
فهرست بلندبالای این مجسمهها در قرارداد به این شکل ذکر شده است: «مجسمه نهنگ و پهلوان مطابق نقشه ضمیمه که امضا شده که پهلوان آن به ارتفاع دومترونیم است با رنگ برنزی، دو عدد گلدان بزرگ که صدسانتیمتر ارتفاع داشته باشد با رنگ سربی، چهار عدد ابوالهول هریک به ارتفاع در حدود ۹۵ سانتیمتر به رنگ مسی، دو عدد حوض دوطبقه با مجسمه که به دو حوض جنبین استخر بخورد و کلیه ارتفاع آن دومترونیم باشد به رنگ مسی، دو عدد مجسمه پهلوان در حال ورزش به رنگ برنزی، چهار عدد شیر به اندازههای شیرهای جلو بانک ملی تهران به رنگ برنزی، شش عدد پیکر هرکدام به ارتفاع ۱۸۰ سانتیمتر به رنگ نقره.»
در مفاد دیگر این قرارداد آمده استکه مجسمهساز باید این پیکرهها را با مشخصات بالا بسازد و آنها را در مشهد در محلی که از طرف آستانقدس تعیین میشود نصب کند. از دیگر تعهدات ارژنگ در این پیمان استفاده از بهترین بتونآرمه و مواد اولیه و همچنین رفع عیب و نقص مجسمهها تا یک سال پس از نصب آنهاست. در نهایت، پیکرتراش در مجموع برای این تعداد تندیس مبلغ ۴۰ هزار ریال در سه قسط دریافت میکند.
البته ساخت مجسمهها یک مسئله است و انتقال آنها به جایی که باید نصب شود یک ماجرای دیگر. برای درک بهتر این ماجرا باید به سالهای حدود ۱۳۱۶تا۱۳۱۹ برویم؛ زمانی که خبری از فناوری نیست و حتی تأمین برق شهر هم با مشکل مواجه است. فقط دو کارخانه در شهر وجود دارد. کارخانه قند آبکوه و کارخانه نخریسی و کارخانه نخریسی تنها منبع تأمین برق در شهر است.
از سوی دیگر، ماشینها نیز هنوز خیابانهای شهر را تسخیر نکردهاند و کلمه جرثقیل شاید به نظر مردم ناآشنا و غریب برسد. در چنین شرایطی است که از انتقال مجسمهها به کوهسنگی و نصب آنها صحبت میشود. در مرکز اسناد آستانقدسرضوی، تعدادی نامه اداری وجود دارد که از ارسال جرثقیل برای انتقال مجسمهها توسط شرکت نخریسی و نساجی خسروی خراسان خبر میدهد.
در این سند با شماره۱۳۷۷۴۸ آستانقدس (آن زمان کوهسنگی زیر نظر این اداره بود) از کارخانه نخریسی برای جابهجایی این پیکرههای سنگین تقاضای کمک میکند. ظاهرا آن زمان این شرکت تنها جایی است که به جرثقیل (یا وسیلهای شبیه به این برای جابهجایی وسایل سنگین) دسترسی دارد و دیگر کارخانهها و ادارات شهر مانند کارخانه قند یا شهرداری نیز چنین درخواستی از این شرکت داشتهاند. مجسمهها با موفقیت نصب میشوند، اما ماجراهای دیگری در راه است.
با هر دردسری که هست زیرسازی این مجسمهها در ۲۴شهریور به پایان میرسد و هفده مجسمه سر جای خودشان قرار میگیرند. مجسمه و فواره دو حوض کوچک در طرفین عمارت قرار میگیرند، چهار شیر در طرفین پلهها نصب میشوند، گلدانها جلوی ایوان عمارت جا خوش میکنند و دو شیر بزرگ نیز در پلههای ورودی به میهمانان کوهسنگی خوشامد میگویند، شش پیکره انسان نیز در دورتادور استخر زندگیشان را شروع میکنند. قالب مجسمه نهنگ نیز در محل کوهسنگی ریخته و نصب میشود. تکههای مجسمههای بزرگ در کوهسنگی سرهم میشود؛ البته ظاهرا دم یکی از شیرهای بالدار در زمان حملونقل از تهران به مشهد میشکند و آن را وصله میکنند.
دم این شیر برای ارژنگ دردسرساز میشود؛ زیرا کارگزار کوهسنگی گزارش میدهد که دم اصلاحشده شیر چندروز بعد نیز خودبهخود دوباره کنده و تعمیر میشود که باعث نگرانی و عدم اطمینان مسئولان به آن میشود. پس از این رئیس حسابداری آستانقدس در مکاتبهای با حسینی -که ظاهرا نماینده رحیمزاده بوده است- مینویسد: «لازم است به جای شیر بالداری که دم آن در موقع نصب کنده شده بود... یک عدد شیر بالدار بیعیب دیگر در محل مجسمه نصب نمایید. چون شیر اولیه معیوب است، جز قرارداد پذیرفته نمیشود.»
در ۱۴مهرماه سال ۱۳۱۶ نایبالتولیه آستانقدس در نامهای به آقای رحیمزاده مجسمهساز بابت تأخیر در تحویل مجسمهها و کوچکتر بودن شیرهای بالدار از اندازه مورد انتظار گلایه میکند و مینویسد: «به گزارش متصدیان خیابان استخر، چند عدد از مجسمههای مزبور هم معیوب است که تاکنون چندین مرتبه هم اصلاح نمودهاید و باز شکسته است؛ بنابراین لازم است فورا در رفع نواقص آنها اقدام و مجسمههای مزبور را بدون عیب تحویل دهید والا ناچار درموقع پرداخت قسط آخر قیمت مجسمههای معیوب کسر خواهد شد.»
البته احتمالا این مجسمهساز در نهایت توانسته است رضایت کارفرما را جلب کند؛ زیرا کار ارژنگ با آستانقدس با این پیمان به پایان نمیرسد و آنها در ۱۶ آبانماه همان سال یک قرارداد متمم تنظیم و امضا میکنند. در قرارداد متمم درخواستهای جدیدی برای ساخت داده شده است که مجسمهساز باید تا تیرماه سال۱۳۱۷ خورشیدی آنها را تحویل بدهد؛ «هشت نیمکت مطابق نمونه نیمکتهای دربند که هرکدام دو مجسمه داشته باشد، شش گلدان، دو پایه چراغ و یک حوض مطابق نمونههایی که برای شهرداری تعهد نموده است.»
ارژنگ که در ساخت مجسمههای قبلی دچار تأخیر شده است ظاهرا نمیتواند با دلیل و مدرک کافی مسئولان آستانقدس را مجاب کند و در قرارداد جدید ذکر شده که او قسط آخر قرارداد قبلیاش را دریافت نمیکند و طرفین برای این قرارداد نیز مبلغ ۲۰ هزار ریال در نظر میگیرند.
این مجسمهها نیز پس از ساخت، در جای خودشان قرار میگیرند، اما بیشتر آنها و خصوصا آن تعداد که پیکره انسان در طراحیشان نقش عمده بازی میکند، پس از انقلاب جمعآوری میشوند و برای همیشه باغ کوهسنگی را ترک میکنند. اکنون که به این بوستان همچنان زیبا میروید، میتوانید نگاهی دقیقتر به اطراف استخر و عمارت کوهسنگی بیندازید شاید رد و نشانی از دیگر مجسمههای ارژنگ که برای مشهدیها به یادگار گذاشته است، ببینید.